آمار بازدیدکنندگان سایت

02663272
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
437
576
1712
26355
37151
2663272

آی‌پی شما: 54.208.73.179
امروز: ساعت

استراحت جنگل ناقض دور اندیشی است.

جنگلداری تابع یک برنامه بلند مدت دارای چندین برنامه میان مدت است. مدت در جنگلداری تابع

 

استراحت جنگل ناقض دور اندیشی است.

 

جنگلداری تابع یک برنامه بلند مدت دارای چندین برنامه میان مدت است. مدت در جنگلداری تابع گردش و دارای تعریف است. گردش در سطح جنگل دارای برنامه تابع برنامه ی زمانی مکانی است و لاین عبور هیات نشانه گذار بر روی نقشه ی هر قطعه منتقل و به ضمیمه گزارش می شود. شاید ضعف های نظارتی عارضی سبب شده باشد که دخالت ها در یک مدت به بهانه ای... تکرار داشته باشد، اما به هر حال گردش هر طرح جنگلداری در هر مدت یعنی هر ده سال یکبار دارای محمل قانونی است.

مکرر می گفتند ده سال به جنگل استراحت بدهید ! اما عملا در اجرای طرح های جنگلداری هر جنگلی در یک سال اجرایی تحت برنامه فقط یک بار اجازه دخالت داشت و پس از یک دخالت تا سال دهم طرح برای حفاظت و عملیات مراقبت و پرورشی تحت نظارت بود.

تصور ضعیفی از تجربه در جامعه وجود دارد که تجربه را برآیند از کم و کیف راه های رفته می داند. اما واقعیت این است که تجربه ناشی از وقوف و اشرافیت بر بستر و حریم و حاشیه راه رفته ،جهت ابتکار عمل امکان ایجاد زیر گذر و روگذر و کنارگذر راه های رفته است.

تهیه طرح جایگزین با پیشنهاد خروج از تک محصولی و عمدتا با استفاده از سایر کارکردهای جنگل، فاقد تجربه در کسب درآمد و ایجاد اقتصاد درونزاست. نکته با اهمیت تر بهره برداری از درختان شکسته افتاده است. برنامه ی جنگلداری قائل به نظم زمانی مکانی در جنگل های محدوده ی طرح است، اما وقوع اتفاقات قهری و طبیعی نا مشخص است و حجمی که ریشه کن یا می شکند کلا از هر حیث نا مشخص است. بنابراین اگر در جنگل های محدوده طرح قائل به نظم زمانی مکانی نشوند، بی تردید اجرای بهره برداری متداول و تجربه شده در هر زمان در هر کجا از جنگل، بسیار مخرب و ویرانگر خواهد شد. بنابراین نیازمند استفاده از تجربه یعنی؛ "وقوف و اشرافیت بر کارهای جنگل جهت ابتکار عمل امکان ایجاد راه برون رفت" است.

اما جنگلداری پلت فرم مدیریت جنگل است. جنگلداری می تواند استفاده از دانش جنگلشناسی را که محل اختلاف عدیده است، فعلا تا حصول نتیجه کنار بگذارد.

اکنون این پرسش مطرح است که؛ آیا مدافعان ایده تنفس و کسانیکه بهره برداری چوبی را خط قرمزشان قرار دادند در تهیه طرح جایگزین تا چه حدی توانستند، از توان و دانش صاحبان استفاده کنند و تجربه به خدمت بگیرند ؟

یقینا در مورد آسیب های طرح های جنگلداری سابق می توان به موازات آسیب عدم اجتماع محوری در تهیه و اجرای طرح، به آسیب تک محصولی طرح ها نیز اشاره نمود ! اما اگر مدافعان ایده تنفس اعلام این نوع آسیب ها و رفع آن را مفید می دانند، ابتدا باید از آنها پرسید وقتی صاحبان تجربه را در تهیه طرح جایگزین مشارکت نمی دهند و اساساً نمی خواهند مستمع نظر هیچ مخالفی در فرایند تهیه و تدوین باشند، چگونه باید به افکار عمومی پاسخ دهند که فرایند طرح جایگزین اجتماع محور است ؟.

می گویند ایده تنفس ایده خوبی بود ! شاید آنها که فاقد هیچ تجربه در کارهای طرح جنگلداری هستند بهتر بدانند ! آنها جنگل ها را در باتلاق بهره برداری می دیدند ! برای نجات جنگل جسورانه وارد باتلاق شدند تا جنگل ها را از درون باتلاق بیرون بکشند ! اما آنها با جنگل فقط به این دلیل در باتلاق ماندند و به استراحت نرسیدند، چون طناب وعده های امید بخش فاقد تدبیر بود !!!

آنها هیچگاه نخواستند سخن درست را از جنگلبان های صادق با تجربه بشنوند ! حتی حاضر نبودند نیم نگاهی به عملکرد دهساله گذشته دولت در برنامه ی از صیانت از جنگل های شمال داشته باشند ! آنها به همان دولتی دل بسته بودند که عامل اصلی افتادن جنگل ها در درون چنان باتلاق بود !‌ اکنون آنها با جنگل های هیرکانی در درون باتلاق منتظر طناب تامین بودجه برای تهیه و اجرای طرح جایگزین است !!! اما ما جنگلبان ها به ضرس قاطع معروضیم، با آن طناب ضعیف تا پوسیده بودجه دولتی، هرگز نمی توان جنگل ها از درون باتلاق بیرون کشید.

به زعم بنده تمدید مدت استراحت جنگل به منزله تمدید رها کردن تکلیفات مختلف قانونی مقامات کشور برای حفظ و بقای جنگل های کشور و تکرار تهدید جدی تر برای پنجسال آتی است و انتظار دارم نمایندگان مجلس به مصلحت کشور باید دور اندیشی کنند و به فکر رفع مشکل معیشتی و کاهش نرخ بیکاری باشند.  مدیریت علمی عملی جنگل می تواند متضمن ایجاد شرایط مطلوب باشد.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 13 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم