آمار بازدیدکنندگان سایت

02546381
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1585
1275
8040
26958
38094
2546381

آی‌پی شما: 3.219.217.107
امروز: ساعت

بداقبالی جنگل های هیرکانی در استقبال سازمان

نوشتن از آزمون خطاها بهتر از ننوشتن و نشکافتن مشکلات موجود در جنگل است

 

بداقبالی جنگل های هیرکانی در استقبال سازمان

 

عمر دو باید در این روزگار ❊❊❊ با یکی آموختن با دگری زیستن

نوشتن از آزمون خطاها بهتر از ننوشتن و نشکافتن مشکلات موجود در جنگل است و از صاحبان تجربه و دانش و أصحاب قلم انتظار می رود از کنار فاجعه ی در کمین جنگل های هیرکانی به سادگی نگذرند. این بد اقبالی جنگل های هیرکانی است که کسی در مورد اتفاقات کنونی نمی نویسد.

نتیجه ی اجرای بند ف ماده ۳۸ قانون برنامه ششم توسعه، قطعا استراحت جنگل نیست، از این رو یقینا ناکجا آباد است. چنین اذعانی تاسف آور، اما یک واقعیت عینی و ملموس در جنگل است. بی تردید اگر دانش تهیه و اجرای طرح های جنگلداری علمی عملی در جنگل های کشور با آزمون خطای برخی مدعیان دانش از اهداف اولیه منحرف نمی شد به ناکجا اباد کنونی نمی رسید.

از بُعد غیر بومی بودن و عدم انطباق دانش جنگلشناسی با جنگل های هیرکانی اگر تامل کنیم، درخواهیم یافت جنگلداری شیرازه تخصص و فنون مختلف است، در واقع باستثنای دانش جنگلشناسی که منتهی به شناخت جنگل در ابعاد مختلف می گردد، قانون و سیاست جنگل در این فاجعه بیشترین نقش را داشتند.

اکنون در رابطه با نجات جنگل های هیرکانی از این نا کجا آباد، باید با این تامل و موارد برشمرده فوق، بر ارزشیابی و نتایج حاصل از آن تمرکز نمود و به واقعیت های اثر اجرایی قانون - سیاست - دانش جنگلداری تن داد و پذیرفت که جایگاه چشم و ابرو را نباید مشتبه نمود و نباید به دعوای شصت و شاهد توجه کرد.

با رویکرد جنگلبانی می توان از جنگل ها حفاظت و بهره برداری و منافع ملی ایجاد کرد، چنین استنتاجی را می توان با ملحوظ نظر قرار دادن قانون سیاست دانش جنگداری ارائه داد. به عبارت دیگر رویکرد مدیریتی جنگلبانی رویکرد اقتصاد درونزا ندارد و قانون در محل نیست و یا اساسا وفق مقررات مالی اداری، مجاز به تبدیل بلا فصل درآمدها به هزینه های عمرانی و جاری در همان محل نیست، اما رویکرد مدیریت علمی عملی جنگلداری برنامه محور است و درآمد هر جنگل را به هزینه های متداول حفظ احیا و توسعه و اصلاح تبدیل می کرد و درونزایی اقتصاد بلور این رویکرد مدیریتی است.

پیچیدگی های مختلف منبعث از قانون - سیاست دانش جنگلداری، بستر وهم و گمان شد تا برخی اساتید فقط از دیدگاه علمی سخن بگویند و به تبعات اجتماعی کاربست دانش و یا مجاز بودن و یا غیر مجاز بودن آن توجه نکنند و شاید بگویند مشکل از بخش اجرایی است و دولتی ها مشکل دارند. از سوی دیگر برخی از مجریان و دولتی بگویند نمی توان نسبت به تجدید نظر در نحوه ی بهره برداری از جنگل، ابهام ایجاد نمود و استراحت جنگل را مخدوش کرد. 

شنیده حاکی است که سازمان جنگل ها اعلام کرده استک از نظرات اساتید جنگل در خصوص شیوه مدیریت نوین جنگل و هر گونه طرح پیشنهادی که بر اساس اصول و مبانی علمی و مبتنی بر برداشت چوب از جنگل نباشد استقبال می‌کند"   

این بد اقبالی جنگل های هیرکانی است که حجم اندک بهره برداری چوبی، به شاخصی تبدیل شد تا کسانیکه اقتصاد درون زا را مزیت نمی دیدند، بتوانند با مبانی جنگلشناسی، نقش محوری جنگلداری را مخدوش کنند و جنگل را به سمت ناکجا اباد سوق دهند.

آنچه در قالب قانون - سیاست های برنامه های پنج ساله چهارم و پنجم و ششم توسعه و صیانت از جنگل ها و دانش جنگلشناسی به یادگار ماند، شیوه ی تعطیل شده ی نزدیک به طبیعت - از نفس انداختن جنگل و عدم امکان تحصیل درآمد از سایر کارکردهای جنگل ها در جنگلداری است.

اساتید جنگلشناسی و مدعیان تنفس جنگل اگر می توانستند شیوه مدیریت نوین بدون برداشت چوب را ارائه دهند، همان سال اول و همان روزهای قبل از فسخ قرارداد با مجریان و تعطیلی طرح ها، به محض متوقف کردن بهره برداری چوبی، از طریق بهره برداری غیر چوبی راه تنفس جنگل را با استفاده از سایر کارکردهای متنوع جنگل ادامه می داد.

چه بداقبال است جنگل های هیرکانی ! سازمان متولی وقت خواندن پیشنهاد شیوه ی مدیریت نوین را ندارد که از سال ۹۶ در این سایت بارگذاری شده و طرح جنگلداری جایگزین، اجتماع محور و در بهره برداری دارای اهداف متنوع است و بدون نیاز به قطع درخت، دارای اقتصاد درونزاست و نیازی به اعتبار دولتی برای کنترل عوامل تخریب ندارد.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 15 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم