آمار بازدیدکنندگان سایت

02510474
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
734
983
4476
29145
57505
2510474

آی‌پی شما: 3.228.10.17
امروز: ساعت

به دُم الگوی کشت، زنگوله بستند

نگاه مدیریت کشور به خزانه داریکل و یا به ذخائر زمین و شرایط فروش آن است ! چنین نگاه مذموم بی پایان

 

به دُم الگوی کشت، زنگوله بستند

 

نگاه مدیریت کشور به خزانه داریکل و یا به ذخائر زمین و شرایط فروش آن است ! چنین نگاه مذموم بی پایان تاسف باری، هرگز قادر به استفاده از توان و سرمایه بخش غیر دولتی نیست.

آنگاه که در شرایط رکود ناشی از جنگ اقتصادی، دُم اجرای الگوی کشت محصولات غیر اساسی را به بسته ی حمایتی گره زدند ! می خواهند بگویند؛ مردم صدای زنگوله اش را بشنوید، می خواستیم اجرا کنیم، اما نشد !. 

کار غلطی است که دست مدیریت خرد و کلان کشور در کاوش و بهره برداری و درآمد حاصل از فروش مواهب طبیعی یا خزانه داریکل دراز باشد.

تفاوت کشورهای ثروتمند و کشورهای فقیر در نوع نگاهشان مستتر است. کشورهای ثروتمند نگاهشان به سرمایه انسانی و کشورهای فقیر نگاه شان معطوف به درون زمین است. شاید هزینه قطعات گوشی تلفن موجود در بازار به یک دلار نرسد، بدین معنا که با چند گرم آهن، یک تکه شیشه و مقداری پلاستیک ساخته می شود، اما قیمت خرید آن صدها دلار و معادل قیمت ده ها بشکه نفت است.

الگوی کشت ظرفیت تغییر و تحول کشاوری معیشتی به کشاورزی اقتصادی را در خود دارد، درک این نکته در کارشناسی زمانی به وجود ی آید که کارشناس بتواند، استفاده از توان و سرمایه بخش غیر دولتی را درک کند.

بسیاری از کشورهای توسعه یافته و یا رو به توسعه که گام های خوبی برای توسعه برداشته اند، بر روی سرمایه انسانی متمرکزند، نه بر روی استحصال و بهره برداری از منابع طبیعی و فروش آن برای اداره کشورشان !

وقتی بهره وری در کشوری پایین است، حجم بهره برداری قطعا بسیار بالاست، حجم بهره برداری بالا در وضعیت مدیریت با بهره وری پایین، بی تردید آلودگی های ناشی از پسماند و زباله و نخاله و هدر رفت انرژی و کیفیت پایین کالا و خدمات در پی دارد.

با ملاحظه به محدودیت های ناشی از تحریم نفت، شاید دیگر حتی نگاه مقامات کشور به ذخایر و ثروت های طبیعی درون زمین نباشد، به معنای دیگر برخلاف همه ی کشورهای جهان، اقتصاد ملی به طور مشخص سر در گریبان فروش دارایی های تملکی سنوات قبل است.

امروز در یک مطلبی خواندم؛ بنویسم محیط زیست، بخوانیم زندگی ! 

نمی دانم آیا کسی سراغ دارد کشوری فقیر باشد و بتواند برای حفظ محیط زیست کشورش سرمایه گذاری کند. معمولا سهم بزرگی از تولید ناخالص ملی کشورهای رو به توسعه و فقیر، به درآمد حاصل از فروش منابع طبیعی و محیط زیست اختصاص می یابد.

چگونه با وصف محدودیت های مالی اعتباری در حفظ و حمایت و احیا و توسعه می توان به حفظ محیط زیست دست یافت. در حالیکه جلوگیری از آلودگی هوا، سوزاندن بقایا و پسماند کشاورزی را ممنوع کرده است، در حالیکه استفاده از خاکستر در پای درختان موجب از بین رفتن انواع قاچ ها و بیماری های خاکزی می شود. در واقع اگر برای آموزش سرمایه گذاری شود، به شرایط مطلوبتر می توان دست یافت نه با اعمال محدودیت که خود ناشی از محدودیت مالی است.

کشور برای کارهایی اساسی و بنیادی فاقد توان فنی اجرایی شده است و نمی تواند از توان و سرمایه بخش غیر دولتی استفاده کند ! اجرای الگوی کشت یکی از کارهای اساسی در کشاوری کشور برای تضمین خرید محصولات غیر اساسی است ! اما دم اجرای الگوی کشت را به زنگوله بسته حمایتی بستند و با وصفی که صدای زنگ زنگوله بودجه را از خزانه داریکل نمی توان شنید، مشخص است که اجرای آن  بودجه محور است نه برنامه محور !

 

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 18 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم