مرغ استراحت جنگل

مدیریت اقتضایی جنگل سر به سر نگذاشتن و به حال خود رها کردن جنگل است ! به متولی امور جنگل های کشور باید...

 

مرغ استراحت جنگل

 

مدیریت اقتضایی جنگل سر به سر نگذاشتن و به حال خود رها کردن جنگل است ! به متولی امور جنگل های کشور باید این حق را داد که بگویند؛ گریزی از پذیرش انتخاب های ناگزیر نیست !

آگاهان جامعه انسانی می دانند، واقعیت های درون جامعه ی جنگلی استقرار و اجرای دقیق قانون تنازع بقاست، اما مقامات مستاصل این جامعه در هرج و مرج ها و قانونگریزی های انسان، از آن تحت غلط مصطلح «قانون جنگل» استنباط می کند.

دلسوزان جنگل در زمان تصویب قانون استراحت جنگل زیاد بودند ! اما هیچکس تمایلی به تقابل با ایده مندان نداشت ! شاید مرغ ایده استراحت جنگل یک پا داشت !

نباید یکدندگی ماموران ایده تنفس را کتمان کرد، آن یکدندگی یک فاجعه مدیریتی برای جنگل های هیرکانی بود ! شاید این پرسش نیز در صفحات تاریخ نگاشته شود که بگویند؛ آیا هیچکس نبود به آن مرجع مدعی مشورتی بگوید، مرغ دو پا دارد  ؟ هیهات ! هیهات به دلسوزانیکه برای حفظ کارهای علمی عملی جنگل، آبرو هزینه نکردند !

تردیدها در جامعه هنوز سنگین و آشکار است و به سادگی می توان مشاهده نمود که مدیریت جنگل به مانند مرغ یک پا نه بر مبنای سیاست جنگل، بلکه بر مبنای سیاست عمومی جامعه ی انسانی تبیین می شود، در حالیکه سیاست عمومی جامعه، عین سیاست جنگل نیست !

بنابراین همانطوریکه مقامات کشور در تشریح هرج و مرج ها در سطح ملی یا جهانی، از غلط مصطلح قانون جنگل به عنوان تشبیه استفاده می کنند و تسبیب واقعه درون جنگل، یعنی تامین غذا بر اساس قانون تنازع بقا را متوجه نیستند ! باید برای توجه آنها به لزوم استفاده از سیاست جنگل به جای سیاست عمومی، فرایند تسهیل ایجاد نمود، تا بتوانند در رابطه با مدیریت جنگل، سیاست عمومی جامعه را نقض و سیاست جنگل را بکار ببندند.

همچنانکه در رابطه با قانون تنازع بقا در جنگل، شائبه هرج و مرج به سهولت نسخ می شود و هر حیوانی طعمه حیوان دیگر محسوب می گردد، باید عدم تناسب و کارایی سیاست عمومی در جنگل را نسخ و نقض نمود.

بغل کردن یک درخت قطور سرخشک توخالی در جنگل و کشف کردن چشمه از زیر آن در دهه اخیر، نه کار دانشگاهیان و اساتید ما بود و نه کار ترویجی ی مروجان برجشته ما ! کار فروشندگان دانش به عاریه گرفته شده بود.

به پندار بسیار از دانشمندان یک درخت جنگلی جوان و شاداب از هر گونه جنگلی، از حیث اکولوژیکی بیشترین ضریب رشد و نمو و سوخت و ساز را دارد و طبیعی است که عمل فتوسنتز چنان درخت جنگلی، با روغن و بنزین انجام نمی شود ! آنچه در محضر انرژی خورشیدی از طریق برگ ها و ریشه ها جذب و در اندام گیاهی مصرف و پرورده می شود، گاز کربنیک و عناصر مغذی الی و معدنی مختلف است و تولیدات در اندام گیاهی؛ یا مانند اکسیژن آزاد می شوند و یا به مانند عناصر مختلف در اندام ها، از ریشه - تنه - شاخه - برگ - گل و میوه شکوفا یا ترسیب می گردد و عجیب آن نیست که درختان پیر، فاقدِ چنان توانِ جذبِ گازکربنیک و آزادسازی اکسیژن و ترسیب عناصر مختلف نیستند، بلکه عجیب آن است که دانشمندی پیدا شود و به درخت مسن و پیر، در رابطه جذب گازکربنیک و تولید اکسیژن و توان جذب نزولات آسمانی مزیت دهد و یا برای بیان و تشریح دیرینگی و قدمت جنگل به تنه بی ثبات یک درخت سر خشک با تاج آسیب دیده و ناقص تکیه و تاکید کند و در عین حال منشاء و توالی را در لابه لای احساسش گم کند.

یک جوانی در زیر یکی از یادداشت های بنده، کامنتی با این مضمون گذاشت:

""خدا را شکر که بازنشست شدید. همین تفکر جنابعالی سال ها موجودیت جنگل‌های ایران را به چالش کشید. بگذارید جنگل‌ها نفس بکشند ! ""

بنده به انتقاد عقلانی بی حاشیه و تنش و تخریب، نه صرفاً تقابل ! بلکه تفاهم و اجماع توجه دارم، نظرم را اعلام و عبور می کنم، می خواهند بپذیرند یا نپذیرند، در رابطه با به کرسی نشستن نظرم اهمیتی نمی دهم، هدفم ترویج مدیریت علمی عملی جنگل است.

با یک دندنگی محض مغایر با فن و تخصص و تجربه مدیریتِ متداولِ جاری را قبل از تهیه طرح جایگزین، بر خلاف قانون جاری مختل و تعطیل کرده اند !

سیاست جنگل، عین سیاست عمومی جامعه نیست ! بهانه استراحت دادن خروج باقیمانده دام از جنگل و رفع تعارض دام و جنگل بود. جنگل ها باید بر اساس سیاست جنگل تحت مدیریت باشد، خواه در راستای ایده استراحت - خواه در اجرای قانون استراحت جنگل - خواه تلاش برای تمدید استراحت جنگل !