آمار بازدیدکنندگان سایت

02386863
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
341
2794
3135
17592
38308
2386863

آی‌پی شما: 18.232.188.89
امروز: ساعت

نقش دو قانون در بقای جنگل‌ها

تصويب قانون ملی شدن جنگل ها و قانون حفاظت و بهره برداری متضمن بقای جنگل بوده است. اگر اين دو قانون تصویب

 

نقش دو قانون در بقای جنگل‌ها

 

تصويب قانون ملی شدن جنگل ها و قانون حفاظت و بهره برداری متضمن بقای جنگل بوده است. اگر اين دو قانون تصویب نمی شد، هیچ سطحی به عنوان جنگل طبیعی در کشور باقی نمی ماند ! در واقع مردم ایران زمین هیچ ثروت ملی تحت تملک نمی داشتند.

همانطوریکه در مباحث اجتماعی از اختلاف طبقاتی و فساد اقتصادی و ضعف دست اندرکاران و کم توجهی به مطالبات اجتماعی سخن می گویید و خسارات ناشی از حریق و تخریب جنگل ها را به عناد و کینه توزی و یا به حرص و طمع و یا به ناتوانی در جلب مشارکت مردمی ربط می دهید. یادتان باشد ارباب های نوکیسه پس از انقلاب، بی ریشه و اصالت هستند و ارباب های گذشته دارای ریشه و اصالت بوده اند و اما بیان تفاوت رعیت در گذشته و حال در این مجال نمی گنجد.

با این وصف از وضعیت اجتماعی و عدم اجرای قانون «الغای رژیم ارباب رعیتی» چگونه می توانستید در این مقطع زمانی برای مدیریت پایدار جنگل ها از رویکرد اجتماعی سخن به میان بیاورید ؟

بحران حریق جنگل بیش از آنکه تشخیص عمدی یا سهوی بودنش با اهمیت دانسته شود، یا بر فنی و مالی بودنش بحث به میان آید، باید به ابتکار عمل و اقتدار مدیریتش اندیشید که نه بر اساس سیاست و اقتصاد جنگل، بلکه بر اساس برنامه های پنجساله توسعه، در دهه های گذشته تحت الشعاع سیاست های عمومی جامعه قرار گرفته است.

برنامه های پنجساله گذشته به رغم پیش بینی ها و ملاحظات لازم، البته بی هیچ التفاتی به ملازمات حفظ - احیا و توسعه جنگل، گویی اینکه ثروت های ملی کشور را صرفا حیات خلوتی می داند تا برای واگذار کردن اراضی جهت نیازهای بی پایان دولتی ها موانع را رفع کرده باشد.

به دست به دست شدن تشکیلات سازمان نگاه کنید، به نظر می رسد برخی جا مانده از دیگر تشکیلات باید به شکلی جابجا می شدند ! مهم عنوان مدیرکل بود، گویا حقوق مکتسبه قابل دست به دست شدن از این به آن است .

سخن از قانوني كه جنگل‌ها را به آتش كشيد! در چهلمین سال انقلاب، به این معناست که مدیریت خرد و کلان همه ی فرصت های دستیابی به مدیریت پایدار جنگل ها را در این ظرفیت و موهبت خدادی از دست داد و نتوانست

در حوزه * جنگل - جنگلباني - جنگلداري* به تناسب پيشرفت‌هاي علمي، توسعه ساختاری و تشکیلاتی داشته باشد. بخشی نگری و سهم خواهی ها از سفره انقلاب سبب شد، ثروت ملی به گستره ای بیش از ۸۰ درصد از وسعت کشور، نتواند با مدیریت دارای اقتصاد درونزا، سرمایه اجتماعی خصوصی و تعاونی خود را حفظ کند ! شاید احتمالاً ۵۲ شرکت فعال در بخش جنگلداری را سرمایه اجتماعی نمی دانستند و نمی دانستید و در نظر دارید مانند ایده تنفس طرحی نو در اندازید !

با همین ایده پردازی های بدون تامل و پر حاشیه ! همین مساحت محدود از جنگل ها را که مدیریت جنگل به تدریج در قالب طرح های جنگلداری در اختيار *تشكل‌هاي مردم نهاد و بهره‌برداران محلي* «تعاونی جنگل» قرار داده بود، وزیر محترم جهادی همین کشور با دستور فسخ قراردادهای فی مابین، پس گرفت !

 هرگز باور نکنید که مدیریت کشور بتواند، طرح های جایگزین را «اگر در قرن بعدی» تهیه و تصویب شود به مانند گذشته به تعاونی ها واگذار کند ؟

احساس و تعلق خاطر جوامع محلی هرگز به تقویت *مشاركت مردمي* منتهی نمی شود، تدبیر در حفظ، اصلاح، احيا و بهره‌برداري اصولي از اين منابع با ارزش می تواند، در چارچوب توانمند سازی مدیریت تهیه و اجرای طرح ها را از طریق جوامع محلی ذینفع، در دستور کار قرار دهد. اما مادامیکه سرمایه انسانی از آموزش و توانمندی لازم برخوردار نیست، انتظار معجزه نداشته باشید، که بتواند ظرفیت سازی کند و سرمایه اجتماعی بسازد و برای توانمندسازی جوامع محلی از ظرف سرمایه اجتماعی به سمت افزایش بهره وری برود.

خدا حفظ کند دکتر احمدی نژاد را که ضرب المثل بچه داریِ  "آن ممه را لو لو برد"  را وارد سیاست کرد، تا دیگران بدانند؛ اگر جنگل ها و مراتع کشور ملی نمی شدند، تشکیلات سازمان جنگلبانی و... موضوعیت نداشت و جنگل ها در بهترین شرایط ممکن؛ به مانند زمین و باغ هایی تحت زراعت چوب قرار داشت و مشارکت مردمی و ذینفعان و گرو داران و ... هرگز جایگاهی نداشتند !

 

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 66 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم