آمار بازدیدکنندگان سایت

02340765
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
280
1046
11036
9802
34798
2340765

آی‌پی شما: 18.207.254.88
امروز: ساعت

پارادکس مرهم و محرم در جنگلداری

جنگل برای زخم هایش مرهم می خواهد، اما در جامعه مالوفی که این شاگرد مبتدی مکتب جنگل می شناسد ...

 

پارادکس مرهم و محرم در جنگلداری

جنگل برای زخم هایش مرهم می خواهد، اما در جامعه مالوفی که این شاگرد مبتدی مکتب جنگل می شناسد، امر «زخم جنگل» مشتبه شده است و بحث بر سر اینکه چه کسی به جنگل نزدیک تر و محرم تر است اختلاف جدی است.

همانطور که ایده مندان به تدریج دریافتند تنفس جنگل واژه مناسبی نیست و بعدها از واژه استراحت جنگل استفاده کردند. اکنون باید فرصت را مغتنم بشمارند و مطالباتشان در بقا و حفاظت و توسعه جنگل دقیق کنند و از دست اندرکاران بخواهند.

شاخص ها و نشانگر مدیریت بهینه سازی اگر ناقص است، می تواند کامل شود ! اما هیچ دلیلی ندارد که جنگل در عین بی برنامگی و نسل فعلی در عین مشخص بودن سهمشان از رویش سالیانه محروم و بی بهره بمانند.

قانون باید در کشور حاکمیت داشته باشد و نظرات فردی سلایق محسوب می شوند و هر کسی که فکر می کند حق مطالبه یا پاسخگویی دارد، جایگاه  او را نیز قانون جاری کشور تعیین کرده است. بنابرین کسی حق ندارد فراتر از قانون اعمال سلیقه کند.

در قانون واژه ای چون تنفس و یا استراحت جنگل دیده نمی شود. وزیر حق ندارد برخلاف قانون از کلمه تنفس جنگل استفاده و دستور صادر کند، اگر تنفس جنگل را می خواهد، لطفا برود فرایند اصلاح بند ف ماده ۳۸ قانون برنامه نوسعه را طی کند و چاله جنگل را به چاه تبدیل نماید.

زخم ها بر پیکر جنگل همیشه با سازهای ناسازگار ایجاد شد. سندروم های مدیریت جنگل متعددند و در کتابی با عنوان سندروم های مدیریت در منابع طبیعی که در آینده منتشر خواهد شد، به سازهای ناسازگار اشاره خواهم کرد، تا برخی بدانند: چرا مدیریت علمی و عملی جنگلداری، متهم به بهره برداری چوبی شد ؟ و خدمات حفظ و بقا و احیا و توسعه در قالب طرح جنگلداری کم رنگ تلقی شد.

شاید آحاد جامعه تصور کنند که خشت اول تهیه و اجرای طرح جنگلداری را کج نهاده بودند که دیوار پنجاه ساله مدیریت جنگل کج و با تلنگر غیر متخصص ها و متخصص های غیر مرتبط فرو ریخت ؟

اما آجاد جامعه یقین بدانند خشت اول تهیه و اجرای طرح های جنگلداری دانش بنیان نهاده شد و البته دانش جنگلداری در ایران مانند دانش طب سابقه نداشت، از این رو کشور از حضور کارشناسان خارجی بهره مند بود، اما   همه ی تلاش ها دایر به اجرای مدیریت علمی عملی بود، اگر چه دست اندرکاران در چارچوب ماموریت حاکمیتی خود، برنامه اجرایی از بالا به پایین  می ریختند و به اجرا می گذاشتند .

مدیریت علمی عملی مبتنی بر طرح جنگلداری قابل مقایسه با سایر سطوح جنگل بدون طرح را، در نیمه راه «دوره» تخریب کردند تا صورت مسئله را پاک کنند و حل مسئله کنترل عوامل تخریب نپردازند.

توقف بهره برداری موسوم به تجاری از جنگل با درج عبارت هرگونه بهره برداری در جزء یک به قانون تبدیل شد، و در جزء ۲ فقط بهره برداری موسوم به غیر تجاری یعنی بهره برداری از درختان شکسته افتاده مجاز شمرده شد.

اجرای این بند از قانون برنامه هرگز به نفع جنگل و جنگلداری و جنگلبانی کشور نبود و مسئله جنگل را حل نکرد و مرهمی بر زخم ها گذاشته نشد و اما هم بر زخم نیشتر زده شد و هم زخم های کهنه سر باز کرد ! حتی قانون بد نیز لازم الاجراست،

اما نکته با اهمیت بحث پارادکس مستتر در بین واژه هایی چون مرهم و محرم و تنفس و استراحت است « توقف بهره برداری در طرح جنگلداری، موجب بیدار شدن سایر بهره بردارای در حال استراحت شد. به عبارت دیگر در حالیکه بهره برداری در طرح جنگلداری متوقف و طرح ها تعطیل شدند، سایر بهره بردارن آزاد شدند و هر کاری می توانند در جنگل انجام دهند.

جنگل به ساز و کار چگونگی درمان زخم ها نیاز دارد، مرهمی باید ! خواه  از نا محرم و خواه از محرم !

مشخصا محرم ها همانطوریکه ساز و کار درمان زخم های جنگل با استفاده درآمد حاصل از چوب جنگل را می دانند، ساز و کارهای درمان زخم های جنگل با استفاده از دیگر کارکردها را نیز می توانند ارائه دهند !

 

 

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 10 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم