آمار بازدیدکنندگان سایت

02340749
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
264
1046
11020
9786
34798
2340749

آی‌پی شما: 18.207.254.88
امروز: ساعت

چرا کسی مسئولیت تصمیم اشتباهش را نمی پذیرد ؟

چرا کسی مسئولیت تصمیم اشتباهش را نمی پذیرد ؟

در این ایام کرونایی حداقل چشمان اشکبار مقامات عالی رتبه دیگر کشورهای جهان را دیدیم، حتی خودکشی...

 

چرا کسی مسئولیت تصمیم اشتباهش را نمی پذیرد ؟

در این ایام کرونایی حداقل چشمان اشکبار مقامات عالی رتبه دیگر کشورهای جهان را دیدیم، حتی خودکشی یک وزیر و یا استعفای یک وزیر دیگر ! استراحت جنگل تصمیم اشتباهی بود، جنگل را از استراحت انداخت ! جنگلداری کلاسک در دهسال یکبار در یک سطح دخالت فنی را تجویز می کرد اما هر عرصه جنگلی شب و روز  تحت دخالت غیر فنی و نه قطعا عرفی، بلکه عمدتا سودجویانه است.

در مورد نحوه ی اجرای تنفس باید عرض کنم؛ به نظر افکار عمومی و مطالباتشان و همچنین اساتید محترم دانشگاه ها و دیدگاهشان و بالاخص قانونگذاران در مجلس با مفاد قانون مصوبشان و مقامات دخیل در تصمیم گیری چگونگی حفاظت جنگل احترام می گذارم.

زیرا جنگل ها به موجب قانون ملی شدند و به موجب قانون بهره برداری می شدند و بهره برداری در طرح های جنگلداری به موجب قانون متوقف شد و طرح های جنگلداری تعطیل گردید و عوامل تخریب جنگل به حال خود رها شدند و اکنون در اجرای قانون استراحت جنگل، به جای شرایط تنفس یا استراحت جنگل ،شرایطی بسیار شدید تخریب جنگل به وجود آمد و همه دارایی های سرمایه ای تملکی نظیر جاده و ساختمان و سطوح احیایی و سرمایه انسانی با ساختار نظارتی اش که در طول پنجاه سال گذشته تولید شده اند، به همراه جنگل در معرض تاراج و نابودی قرار داد.

به ضرس قاطع می توان گفت که قطار مدیریت جنگل از ریل خارج شده است؛ سازمان جنگل ها از سال ۹۳ همه طرح جنگلداری تهیه و ارسال شده برای تصویب را مسکوت گذاشت - مجلس برای استراحت جنگل قانون تصویب کرد - دولت برای اجرای قانون استراحت جنگل بودجه نداد - وزیر وقت جهاد کشاورزی دستور بر خلاف قانون توقف بهره برداری را در همان سال اول اجرای برنامه ششم صادر کرد - ناظرین بر اجرای قانون برنامه ششم به وظیفه خود عمل نکردند و اکنون سرمایه انسانی طرح های جنگلداری بی انگیزه اند و سرمایه اجتماعی یعنی مجریان طرح ها قراردادشان فسخ شد و ظرفیت سازی پنجاه ساله سازمان برای اجرای طرح از طریق بخش خصوصی - بخش تعاونی و  بخش دولتی از هم پاشید.

برای هر یک از این کلمات پاراگراف فوق اسناد و مدارک و تحلیل مبتنی بر قانون و ضوابط وجود دارد.

با وصف اینکه می دانم برای چگونگی مدیریت آتی، ظرفیت لازم برای دستیابی به اجماع وجود ندارد، ولی به عنوان یک جنگلبان پیر بازنشسته از همه کسانیکه خود را دست اندرکار می داند، تقاضا کنم:  کمی منعطف شوند و نظرشان را برای نیل به حفاظت و بقای جنگل ها تعدیل کنند.

همه ما باید با درک اینکه بهره برداری تجاری از جنگل های کشور ممنوع شده است به بند ف ماده ۳۸ نگاه کنیم.

در رابطه با استراحت جنگل در صدر جزء یک بند ف ماده ۳۸ قانون برنامه پنجساله ششم می خوانیم «هر گونه بهره‌برداری چوبی از درختان جنگل های کشور از ابتدای سال چهارم اجرای قانون برنامه، ممنوع می‌باشد.» در این مورد باید این اشاره را داشت که دولت در پاسخ به مطالبات افکار عمومی نسبت به بهره برداری تجاری پیشنهاد ممنوعیت را ارائه کرد و معاون حقوقی رئیس جمهور در دولت یازدهم، جمع بندی این نکته را طی مصاحبه خود اعلام نمود، اما قانونگذار به بهره برداری غیر تجاری از جنگل ها به دو صورت زیر تصریح کرد !

الف ؛ ادامه بهره برداری غیرتجاری « بهره برداری شکسته افتاده و آسیب دیده مرسوم » تا سال سوم و اعمال ممنویت از ابتدای سال چهارم

ب - هر گونه بهره برداری غیر تجاری بر اساس طرح جایگزین از سال چهارم اجرای قانون برنامه ششم  مطابق با «تبصره ۱ جزء ۲ » به قید عبارت «صرفاً بر اساس این طرح و با مجوز سازمان »

به عبارت دیگر هر چند قانونگذار در صدر جزء یک بند ف ماده ۳۸ هرگونه بهره برداری چوبی از درختان را ممنوع نمود، اما بهره برداری از تنه و سرشاخه و محصولات فرعی درختان را ممنوع نکرد !

 اکنون در بحث بهره برداری غیر تجاری از جنگل ها این پرسش مطرح است:

آیا با بهره برداری غیر تجاری امکان ایجاد ساز و کار مالی و درآمد لازم برای اقتصاد درونزای طرح ها وجود دارد ؟

آیا نیاز کشور به مواد سلولزی با بهره برداری غیر تجاری تامین می شود و نیازی به واردات چوب نیست ؟

 آیا با بهره برداری غیر تجاری می توان عوامل تخریب جنگل ها را کنترل نمود و به حفاظت دست یافت ؟

همه کارشناسان و اساتید دانشگاه در رابطه با چگونگی ایجاد درآمد و تنظیم بیلان، به دنبال ساز و کار مالی هستند و تا کنون که پنج سال از آن زمان می گذرد و هنوز در نقطه صفرند. یا منتظر معجزه اند !!! اما یادمان باشد همیشه برای حل مسئله پیچیده راه حل وجود دارد، یکی از راه حل های ساده ی پیش روی هر جامعه، سپردن کار به کاردان است، اگر مقامات در این کار اهلیت داشته باشند

بیش از سه میلیون مترمکعب مستحصلات چوبی استحصال می کنند

جوامع محلی و صاحبان حق عرف را توانمند می کنند

در ظرفیت های موجود جنگل فرصت های متعدد شغلی معرفی می کنند

طرح های دانش بنیان بدون نیاز به قطع درخت و بودجه دولتی تهیه و به اجرا می گذارند.

دانشکده های رشته مرتبط با جنگل را از وضع رکود خارج و دانشجویانی با إعطاء بورسیه به دانشگاه می فرستند.

تمامی تحقیقات و پژوهش های دانشجویی را کاربردی و هدفمند می کنند.

با اهتمام در خور توجهی از سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی و دارایی های تملکی تولید شده در طرح های جنگلداری حفاظت می کنند.

در پاسخ به افکار عمومی جهت حرکت به سمت حکمرانی مطلوب، با استقرار نظام جامع مدیریت عملکرد یک برنامه عملیاتی بلند مدت را برای بقا و توسعه جنگل استقرار و پیاده سازی می کنند که نیازی به بودجه دولتی نداشته باشد.

 

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 15 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم