آمار بازدیدکنندگان سایت

02340712
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
227
1046
10983
9749
34798
2340712

آی‌پی شما: 18.207.254.88
امروز: ساعت

سیاست محیط زیستی سیاست جنگل نیست

پس از اجرای قانون برنامه سوم پنجساله توسعه، سیاست های مندرج در این قانون به عنوان سند بالا دستی

 

سیاست محیط زیستی سیاست جنگل نیست

جنگلبانی در کشور مهجور مانده است، اگر تاثیر انقلاب و تحولات اجتماعی در کشور را مؤثر نمی دانند که چه تغییرات عمیقی ایجاد کرد، لااقل به تاثیر سیاست های عمومی کشور بر سیاست جنگل تامل کنند. نباید ملغمه ای از مقررات مرتبط با جنگل را سیاست جنگل بدانیم !

پس از اجرای قانون برنامه سوم پنجساله توسعه، سیاست های مندرج در این قانون به عنوان سند بالا دستی بر روی سیاست جنگل محسوب شد. بدین ترتیب از سال ۷۹ هیچیک از اقدامات سازمان با سیاست جنگل منطبق نیست، هر کارشناسی اگر فقط بر عناوین فصول این قانون تمرکز داشته باشد، مخصوصا فصل دوازدهم که حتی عنوانش باشتباه، سیاست های زیست محیطی تقریر شد، در خواهد یافت در این دو دهه نقض غرض شد.

در ارتباط با به حاشیه راندن تدریجی یا شتابان سیاست جنگل و همچنین مشتبه شدن تدریجی بهره برداری در طرح های جنگلداری با بهره برداری های عرفی و سنتی در جنگل های فاقد طرح و مخصوصا برجسته شدن ضعف نظارت بر بهره برداری، باید قانون برنامه سوم را خواند یا حداقل با عناوین فصول آن آشنا شد و اصلاح ساختار اداری و مدیریت - کوچک سازی دولت - شناسیایی و وظایف، امور و فعالیت های قابل واگذاری و نظایر آن آشنا شد و سپس به عملکرد قوه مجریه توجه نمود که چنان سیاست های بالادستی در قانون برنامه پنجساله، تا حدی بر سیاست های پایین دستی «سیاست جنگل» نفوذ داده شد.  

قطعا در ماده ۱۰۴ این قانون استنباط خواهید کرد که وظایف سازمان جنگل ها، ذیل سیاست های فصل دوازدهم تقریر شده است و در ماده ۱۰۶ این قانون در فصل سیزدهم که تصریح کرده است به منظور جلب منابع مالي بيشتر جهت سرمايه گذاري و تسریع در اجرای طرح های... در خواهید یافت که هیچیک از طرح های مرتبط با وظایف جنگل در آن مندرج نشد، یعنی به عبارت دیگر منابع درآمدی حاصل از جنگل و مرتع و بیابان را بدان منظور اختصاص داده اند. در هر حال سیاست های عمومی در تعارض با سیاست جنگل، به اجرا گذاشته شد و تبعات اجرای آن به نام طرح های جنگلداری و بهره برداری دولتی و...سیاست جنگل را مخدوش کرد.

اگر منظور از سیاست جنگل همان سیاست های اولیه غریب و مهجور است، یادش بخیر !  در این دو دهه در تلاشی عبث از ته شیپور مکرر دمیده اند، تا در دستگاه صیانت آهنگ حفاظت از جنگل ها و مراتع را بشنوند، اما بتدریج جنگلداری را با بدترین اتفاق ممکن، یعنی فروپاشی نظام نظارتی جنگل مواجه کرده اند.

اکنون مشخصا اذعان خواهید کرد که اگر به بهانه توقف بهره برداری تجاری در طرح های جنگلداری، عده ای موفق شدند طرح های جنگلداری را بر خلاف سیاست جنگل تعطیل و عوامل تخریب جنگل را به حال خود رها کنند، در خواهید یافت که آنها هرگز قادر به تهیه و ارائه طرح جایگزین دارای اقتصاد درون زا نباشند. این وضعیت مشتت از نظر تحقیقاتی - فنی تخصصی - مالی اعتباری - اجرایی - نظارتی به وجود آمده در جنگل، در اجرای بند ف ماده ۳۸ قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه، روی میز سیاست گذاران است که سیاستشان با سیاست جنگل منافات داشت و شرایط کنونی را به قدری بغرنج نمود که امکان جبران مافات نیست !

سیاست های اولیه در جنگل و جنگلداری، گفتمانی غالب در بدنه کارشناسی جنگل و مجموعه قواعد نانوشته به مثابه قانون بود که در سیره و روش جنگلبانان برای حل مسائل پیچیده زمان خود در رابطه با ساماندهی بهره برداری و اعمال حاکمیت در تغییر نظام مالکیت اتخاذ می شد.

تعیین رسالت و ماموریت - اهداف کلی - اهداف راهبردی - سیاست اجرایی - سیستم ها و روش ها، هر از گاه با تغییر دولت ها و همچنین تاثیر نگرش«قطب های قدرت چپ یا راست یا سنتی » تغییر و جابجا شده است، نه بر مبنای سیاست جنگل، بلکه بر مبنای سیاست های مندرج در قوانین برنامه پنجساله !

ایده مندان حتی در نگارش عنوان سیاست ها به اشتباه عنوان فصل دوازدهم قانون برنامه پنجساله سوم را سیاست زیست محیطی نوشتند، اما ما جنگلبان ها هرگز نباید سیاست های جنگل را با سیاست های محیط زیستی اشتباه بگیریم ؟

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 17 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم