آمار بازدیدکنندگان سایت

02260057
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1032
1069
7929
3380
30030
2260057

آی‌پی شما: 35.175.121.230
امروز: ساعت

بهار فصل جهش تولید در طبیعت است

چند سالی است که به تاثیر رکود ناشی از تحریم و همچنین توهم در فعالیت های اقتصادی مرتبط با جنگلداری

 

بهار فصل جهش تولید در طبیعت است

چند سالی است که به تاثیر رکود ناشی از تحریم و همچنین توهم در فعالیت های اقتصادی مرتبط با جنگلداری اشاره می کنم. اینک در فروردین که فصل جهش تولید در طبیعت آغاز می شود، با این ملاحظه که بتدریج در دو دهه اخیر با شناختی که مدریت کلان کشور کسب کرد، اقتصاد به مسئله اول کشور تبدیل گردید، بتدریج آثار جهش تولید در طبیعت نمایان شود و توجه تخصصی به چنان تولید بی مزد و منتی در طبیعت، به مسئله دوم کشور تبدیل شود.
چرا عادتا صدای افتادن یک درخت را می شنویم، اما هرگز متوجه رشد و جهش تولید در یک جنگل نمی شویم ؟

در هر حال جهش حاصل تحرک است و تحرک مخالف رکود ! تصمیمات حکومت در ارتباط با مدیریت جنگل و طرح های جنگلداری به شش دلیل میرهن زیر، پایه کارشناسی نداشت و به هیچ شکلی واجد توجیه اقتصادی نیست !

۱ – در دوران رکود اقتصادی چنین تصمیمی اتخاذ شد.

۲ – در دوران تحریم ظالمانه استکبار جهانی چنان تصمیمی اتخاذ شد

۳ – اتخاذ تصمیم توقف بهره برداری تبعات مالی و اقتصادی داشت که از لحاظ مالی به درآمد نفتی وابستگی داشت و از لحاظ اقتصادی مغایر با سیاست های کلان اقتصاد مقاومتی در ماهیت درون زایی بود.

۴ – تصمیم توقف بهره برداری با مبانی ایده مندی همراه بود و از لحاظ کارشناسی مورد تایید هیچ مرجع علمی نبود و اگر فردی مبتنی بر نظر شخصی چنان ایده ای را ارائه کرد، تخصص مرتبط با مدیریت جنگل نداشت و هیچ سابقه خدمتی مشخصی در ساختار طولی و عرضی بخش اجرایی مدیریت علمی عملی  جنگل ها نداشت.

۵ - تصمیم توقف بهره برداری از جنگل  واجد ملاحظات لازم برای اقشار تاثیرپذیر در جامعه هدف «جنگل نشینان» نبود.

۶ – اتخاذ چنین تصمیم فاقد مبانی کارشناسی برای کنترل عوامل تخریب هیچ برنامه قابل اجرای مستمر و بلند مدتی را ارائه نداد و از این رو عبارت استراحت جنگل را عملا به رها شدن عوامل تخریب جنگل به حال خود، تبدیل کرد و اثر و تبعات چنان تصمیم بدی، نه تنها بر جنگل های محدوده طرح، بلکه بر روی سایر سطوح جنگل های خارج از طرح در شمال کشور و حتی در سایر جنگل های کشور تسری داد.

در مدت اشتغال با ایده توقف بهره برداری موافقت نمی کردم، که عمده دلابل پیش گفته را برشمردم و همچنین  دلایل مختلف دیگری که مربوط به حوزه صنایع و اشتغال در حمل و نقل است. همه اهتمامم در مدت اشتغال به خدمت، معطوف به حفظ بنیان های اقتصادی بود، مخصوصا اینکه به نتیجه پژوهش مرکز پژوهش های مجلس اشاره می کردم که جنگلداری یک فعالیت دارای مزیت نسبی تشخیص داده شد.

اقتصاد تعادل در دخل و خرج است و از دروزا نمودن اقتصاد هر فعالیتی می توان، مقاومت و پایداری - تعادل – آهستگی – پیوستگی -ثبات را که ملزومات توسعه پایدار هستد استنباط نمود. توسعه زمانی ناپایدار است که از لحاظ منابع مالی وابسته به دیگر منابع باشد.

نمی دانم چرا برنامه ریزان کلان کشور توجه ندارند؛

برنامه های پنجساله کشور تاکنون واجد ملاحظات توسعه نبوده است ؟  چرا این ملاحظه را ندارند که حتی در طول اجرای دو برنامه پنجساله چهارم و پنجم که اوج درآمدهای سرشار نفتی بود، توسعه پیشرفت برنامه ای نداشت ؟ و  همه از خفت ۷۶۰۰۰ پروژه نیمه تمام کشور و بی نتیجه بودن سرمایه گذاری و یا ابهام در برگشت سرمایه می گویند و می نویسند اما شاید کسی نمی بیند و نمی خواند !

چگونه در جامعه ایکه کسی از مدیریت کلان کشور نمی خواند و نمی شنود، می توان انتظار جهش تولید را داشت، باید کاری بکنند تا برنامه ریزان فرصت خواندن و شنیدن نقد و نظرات را داشته باشند ؟ .

جنگل ها و مراتع با سوء مدیریت مواجه است ! یعنی مشخصا حدود ۹۰ درصد از گستره ملی دارای مدیریت صحیحی نیست و به نحوه مدیریت آن، به گونه های مختلف ایرادات اساسی وارد است.

 در این عرصه های منابع طبیعی مشخصا «فقر عدم تحرک» - « رکود - تعطیلی - مجاری فساد» - « وابستگی مالی اعتباری – بلند مدت بودن دوره برگشت سرمایه» « تغییرات عمیق در هدف های راهبردی سیاست های اجرایی - رها شدن برنامه - درونزا نبودن فعالیت اقتصادی» به وضوح دیده می شود.

اینک بهار است و فصل جهش تولیدات طبیعی ! در سالی که معنون به #جهش تولید شده است، باید با چنین اولویتی با برنامه های دارای اقتصاد درونزا از #جهش تولید در طبیعت حفاظت کرد.

بسیار تاسف بار است که می توان بدون نیاز به اعتبار دولتی جنگل ها و مراتع کشور را با اقتصاد درونزا مدیریت نمود و نیاز مالی اعتباری منابع تجدیدپذیر کشور را برای کنترل عوامل تخریب و عملیات عمرانی و حفاظتی و نظارتی تامین نمود، اما با اتخاذ تصمیم نامناسب اکنون در بدترین وضعیت مدیریت می شود.

تلاش برای برطرف کردن قوانین مزاحم و یا تغییر قوانین و دستورالعمل های مزاحم وظیفه دولت و مجلس است. بند ف ماده ۳۸ قانون برنامه پنجساله ششم ، قانون نامناسب است و باید حذف شود.

 این نکته به مفهوم آن نیست که از فردای آن روز، بهره برداری از جنگل ها در طرح های به همان شکل گذشته ادامه یابد. بلکه باید به خواست جامعه اعم از عامه جامعه – افکار عمومی – جامعه علمی تحقیقاتی و همچنین ا جرایی احترام گذاشت ! بهره برداری را چند منظوره و در حد توان اکولوژیک و فعلا از کف جنگل «بدون قطع درخت» پایه گذاری نمود.

دولت و مجلس بدانند مفهومش این است که اگر قرار است تصمیمی در مورد جنگل ها اتخاذ شود، باید با رویکرد کارشناسی و از پایین به بالا باشد، نه بر مبنای دیکته ی از بالا به پایین !

#هرگز فراموش نکنیم که بهار فصل جهش تولید در طبیعت است.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 11 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم