دعوای ایده تنفس تا استراحت جنگل

می گویند؛ روزی خردمندی در یک کوچه دید که دو کودک با هم بر سر یک گردو  دعوا می کردند، یکی با چوب ...

 

دعوای ایده تنفس تا استراحت جنگل

می گویند؛ روزی خردمندی در یک کوچه دید که دو کودک با هم بر سر یک گردو  دعوا می کردند، یکی با چوب زد چشم دیگری را کور کرد ! یکی از درد، چشم گرفت و دیگری را دردِ قصاص درآوردن چشم! گردو روی زمین افتاده بود و این دو کودک از محل دور شدند. آن خردمند گردو را برداشت و شکست، دید گردو پوچ است و مغز ندارد. آن خردمند گریست ! اطرافیان پرسیدند، شما چرا گریه می کنید، گفت؛

گریه ام  از نادانی و حس کودکانه ایست که آن دو بر سرگردویی دعوا می کردند که پوچ بود و مغز نداشت !

اقتصاد در دهه اخیر بتدریج بعنوان مسئله اول کشور مطرح و در جای واقعی خود نشست !  اکنون همه مردم می دانند گنج های طبیعی ایران زمین اعم از انواع ثروت های تجدیدپذیر و غیر قابل تجدید نفت و گاز و معادن ! داروی درد مزمن مردم نیست، از این رو انتظار حداقلی از نظام جمهوری اسلامی استفاده از «سرمایه انسانی» یعنی استفاده از مدیریت کارآمد بعد چهل سالگی، در گام دوم انقلاب است.

نگهداری جنگل برای جنگل داران کارسخت و سنگینی بود ! اما برای برخی ملموس نبود و چنین درکی نداشتند !.

ایده مندان تنفس نمی دانستند که باید برای خانه همسایه جنگل چراغی آرزو کنند، تا شاید حوالی جنگل ایده آلشان نیز روشن تر شود. قاچاق و عوامل تخریب جنگل با فروپاشی نظام نظارتی جنگلداری، مواجه با  تشدید شد و وابستگی معیشتی ذینفعان جنگل به نحو غیر قابل باوری افزایش یافت ! مجموع بهره برداری ها از جنگل ها مضاعف شد و جنگل ها سه سال است روی استراحت ندید و در حسرت استراحت مُرد و دولت امیدهای واهی داد و ایده مندان مایوس از دولت و مجلس !

علم تخصص تجربه در منابع با ارزشی چون جنگل، که موهبت الهی است و توان تجدیدپذیری دارد و سازمانیکه رسالت و ماموریتش را در اجرای قانون حفاظت و بهره برداری با اهداف کلی حفظ احیا و اصلاح و توسعه و بهربرداری و هدف راهبردی استمرار تولید به جریان انداخته و با بهره برداری ۳۶ میلیون مترمکعبی در طول ۵۰ و اندی سال و تولید حجم سرپا به حجم بیش از ۴۰ میلیون مترمکعب در سطوح احیایی، دارای عملکرد ارزشمند در تولید دارایی های تملکی است.

با توقف بهره برداری متاسفانه هزینه نگهداری طرح های جنگلداری تامین نشد و طرح ها تعطیل شد، حفاظت جنگل ها جنگل ها در شرایط کنونی  که  اقتصاد درونزای جنگل خود را راز دست داده و امکان تامین بودجه دولتی نیز دور از ذهن شده کلا رها شده است !  و شرایط به نحوی است که اساتید مرتبط با این تخصص و فعالیت و متخصصان بخش اجرایی جنگل فقط حسرت بخورند !

دولت باید کمی تدبیر کند و جنگل را از این شرایط بد نجات دهد ! وقتی حفاظت از جان انسان ها با اهمیت است و نسل انسانی درگیر یک بیماری فراگیر شده است و بیش از ۱۵۰ کشور درگیر این بیماری هستند،  بنابراین به خودی خود، حفاظت از جنگل کلا فراموش و یا به یک مسئله دسته چندمی تبدیل می شود.

انتظار می رود دولت من بعد در مورد اجرای استراحت جنگل امید ندهد، بلکه از روی تدبیر کاری بکند !

در حالیکه دنیا در سال آینده با تبعات سنگین اقتصادی ناشی از شیوع این ویروس مواجه است، نگوید بیکاری وابستگان معیشتی جنگل و مشاغل مرتبط با حمل و نقل صنایع چوب کم اهمیت است، در شمال کشور عبارت «وشنی بهار» از دهه سوم فروردین شروع و تا نیمه خرداد ادامه می یابد.

 گفته می شود؛

«حداقل یکصد نوع کسب و کار، دو میلیون کارگاه کوچک و بزرگ، هشت میلیون شغل رسمی با کاهش شدید سطح فعالیت، تعطیلی و بیکاری مطلق مواجه هستند»

ما در این حرفه و تخصص و تجربه می دانیم که می شود با برنامه عملیاتی اجتماع محور و دارای اقتصاد درونزا، بهره برداری غیر تجاری بدون قطع درخت از جنگل را به اجرا گذاشت و عوامل تخریب را کنترل نمود و دولت و ملت را از نگرانی حفاظت جنگل و همینطور از نگرانی بیکاری مفرط وابستگان معیشتی جنگل فارغ شد.

دولت بهتر از ما این شرایط را می داند که بخش تولید و خدمات شاهد بیشترین میزان خسارت و بیکاری  در سال آینده خواهد بود، دولت باید برای عبور از بحران دامنه اعتمادش را به بخش های تخصصی و اشخاص دارای تجربه افزایش دهد.