آمار بازدیدکنندگان سایت

02260117
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1092
1069
7989
3440
30030
2260117

آی‌پی شما: 35.175.121.230
امروز: ساعت

باتلاق ایده تنفس برای استراحت جنگل !

افتادن در هر باتلاقی یک اتفاق دارای احتمال است، اما برای خارج شدن و نجات از

 

باتلاق ایده تنفس برای استراحت جنگل !

 افتادن در هر باتلاقی یک اتفاق دارای احتمال است، اما برای خارج شدن و نجات از باتلاق، تنها امید و ایمان کافی نیست، به اهتمام و شهامت هم نیاز است.

اگر روش های متداول جنگلداری کلاسیک را قبول نداریم و قائل به دانش بومی یا طرحی نو در انداختن هستیم ! مدل های جنگلداری آینده ما هم نیز نباید با اقتباس از مدل های مورد استفاده یا معرفی شده ی GEF  & UNDP & IUCN & ... انتخاب شود. انتخاب با مدل های این نهادها و تشکل ها به این معناست که به اجرای ایده ها بیشتر از اجرای دانش و نتایج پژوهش اهمیت می دهیم.

اینکه در مورد مدیریت جنگل های هیرکانی آنها چه بگویند، اساساً هیچ اهمیتی ندارد، زیرا اینجا ایران است نه کشورهای اروپایی چون المان و فرانسه و اتریش و...

متولی جنگل های کشور در امارهای رسمی، مساحت جنگل در ناحیه رویشی زاکرس را حدود شش میلیون هکتار جنگل اعلام می کند ! اما التهاب ناشی از تصویب ماده ۵۴  قانون رفع موانع تولید، این پیام را به پژوهشگران ساطع می کند، که باور کنید این اطلاعات اماری، دارای اطلاعات زمین مبنا نیست و از این رو نه یقیناً ! بلکه احتمالا ! بسیاری از اراضی اختلافی مردم نیز باشتباه در زمره تعریف جنگل گزارش و ملی اعلام شده است.

به اذعان مجامع مختلف بین المللی و بازدیدهای فنی تخصصی و مدیریت جنگل های شمال و یا حضور گزارشناسان خارجی در کشور، مخصوصا در بعد از دهه ۶۰ توان فنی تخصصی کشور مجموعا حکایت از سطح بالاتر از آنها داشت و با این وصف که اقدام اجرایی سازمان در « تهیه و اجرای طرح جنگلداری » یعنی اعمال مدیریت متمرکز، مساحتی کمتر از ۱،۲۰۰،۰۰۰ هکتار دارد و افزایش سطح تدریجا باید انجام می شد و نتیجه ارزیابی عملکرد اجرای طرح های جنگلداری با همه ضعف های اجرایی و نظارتی، در مقایسه با سطوح جنگل های همجوار فاقد طرح و سطوح جنگل تحت مدیریت مناطق چهارگانه « هیچگاه نیز اجازه چنین مقایسه ای داده نشد » همیشه مثبت تصور می شد، آیا سیاه و سفید دیدن این فعالیت دانش بنیان، معنایی به غیر باتلاق داشت !.

❊ - چرا طرح های جنگلداری دارای مدیریت متمرکز باید تاوان آزمون و خطا « داخل و یا خارج از کشور» را از طریق اجرای ایده ها و عقیده ها در نحوه و چگونگی حفاظت از جنگل بدهد ؟

❊ - چرا باید برای کاهش التهاب ناشی از کم شدن مساحت یا تخریب جنگل های خارج از طرح، ادامه اجرای طرح های جنگلداری را هزینه و وجه المصالحه قرار بگیرد ؟.

اینکه IUCN در مقطعی مدیریت علمی عملی جنگل را کنار بگذارد، و در مقطعی دیگر با به اجرا گذاشتن نتیجه آزمون و خطای خود، در سیاست ها و برنامه های خود تجدید نظر کند و نظرش را با نظر فائو نزدیک نماید و از برنامه های مبتنی بر حفاظت مطلق به دلیل میزان دخل و تصرف و تخریب بسیار بالا فاصله بگیرد، نباید برای مدیران جنگل ما با اهمیت باشد زیرا این رفتار نیز با دانش بومی سازگار نیست !

 اما تلاش ها تا کنون فاقد اثر بخشی مشخص تا عبث می نماید، زیرا هیچ اقدام معطوف به نتیجه ای دایر به خروج از این باتلاق مشاهده نمی شود. امیدها منحصر به تدوین {دستورالعمل مطالعات مدیریت منابع طبیعی حوضه های آبخیز شمال کشور«نیمه تفصیلی»} است که در حد بسترسازی و مقدمات ارائه طرح جایگزین محسوب می شود.

اجرای این دستورالعمل و دستورالعمل مورد نیاز برای طرح های تفصیلی، مستلزم اختصاص بودجه دولتی است. بدیهی است که برای هر یک از طرح های تفصیلی نیز باید به ازای هر هکتار، در حدود ۱۰۰۰ میلیون ریال و « حداقل سه میلیارد ریال» به پیش بینی اعتبار نیاز است !

 اما سوال اساسی این است که:

 آیا طرح های تفصیلی آتی که به عنوان طرح جایگزین تهیه می شوند، طرح هایی منطبق با دانش بومی هستند، یا کپی رایتی از مدل های ایده مندان دیگر کشورها یا مجامع بین المللی است و در کشور نمونه اجرایی ندارد ؟

آیا طرح های تفصیلی آتی که به عنوان طرح جایگزین تهیه می شوند، طرح های دارای توجیه اقتصادی هستند و اگر بهره برداری چوبی و یا قابل مبادله ندارند، از طریق معادل یابی ارزش کالا و خدمات غیر مبادله ای جنگل های محدوده خود، تحصیل درآمد خواهند داشت  ؟

آیا طرح های تفصیلی آتی که به عنوان طرح جایگزین تهیه می شوند، از طریق بهره برداری کالای و خدمات غیر قابل مبادله ای خود، می توانند در صندوق به میزان قابل اعتنایی درآمد تحصیل کنند، تا هزینه های مرتبط با کنترل عوامل تخریب تامین شود ؟

استنباط می شود که مدل اقتصادی طرح های جایگزین تا حدودی به اعتبارات دولتی و سپس تا حدودی به ظرفیت سازی صندوق هر حوضه وابسته باشد، چگونه می توان مدیریت جنگل ها را با چنین مدل های اقتصادی فاقد تجربه اجرایی برای نسل آینده به امانت نگهداشت.

استنباط می شود با این ملاحظه که بهره برداری کالا و خدمات قابل مبادله ای در طرح جایگزین پیش بینی نشده است، برای کنترل عوامل تخریب جنگل که مستلزم سرمایه گذاری قابل توجهی در هر طرح است، امکان کاربست هیچ تمهیداتی به جر انتظار از دولت در اختصاص بودجه هدفگذاری نشده است.

چرا نسبت به نظرات علمی اساتیدمان کم توجه هستیم !

«خدمات غیر قابل مبادله ای جنگل حتی اگر چندین ده برابر تولید چوب به عنوان اساسی ترین محصول هم باشند در مقابل تولید چوب قرار نمی گیرند، بلکه ارزش آنها همراه تولید چوب معنی و مفهوم پیدا می کند[1]

آنچه باعث غرق شدن مدیریت جنگل در باتلاق ایده مندی می شود، افتادن در چنین باتلاقی نیست، توصل نجستن به وسیله نجات « اجماع دانشگاه - تحقیقات - اجرا در حل مسئله » و دست و پا نزدن جهت خارج شدن از باتلاق است.



[1]  - جناب دکتر ارسطو سعید۱۰/۱۲/۱۳۹۸

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 17 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم