چگونه می توان تلاش ها در حفاظت از جنگل های کشور را اثرگذار نمود.

بی شک جنگل منابع ارزشمندی برای استمرار حیات مردم است، اما متخصصان در راستای مدیریت جنگل هر گاه کلمه «طرح »را

 

 

چگونه می توان تلاش ها در حفاظت از جنگل های کشور را اثرگذار نمود.

 

بی شک جنگل منابع ارزشمندی برای استمرار حیات مردم است، اما متخصصان در راستای مدیریت جنگل هر گاه کلمه «طرح »را به زبان می آورند، باید یادشان باشد که تهیه و اجرای طرح، نیاز به سرمایه گذاری دارد. اینکه چقدر سرمایه دارند و یا چگونه باید از سرمایه خود استفاده کنند، نکته های با اهمیتی است که با ملاحظات قانونی و علمی مکلفند دوره برگشت سرمایه را بنویسند و توجیه اقتصادی کنند !

اذعان به اهمیت جنگل های طبیعی و قابل تجدید که کارکردهای بازاری و غیر بازاری دارند و در عین حال میراث غیر قابل تقویم متعلق به همه نسل ها هستند، کفایت نمی کند. این نسل انسانی مدعی میراثداری مکلف است شایستگی های خود را در چگونگی حفاظت از این منابع با اهمیت بیان کند.

مشکل این کشور در راستای مدیریت جنگل در همین نوع نکات نهفته است که نمی توانند مشکلات و آسیب های موجود در ساز و کارهای حفاظت جنگل را تجریه و تحلیل و چگونگی دستیابی به هدف حفاظت جنگل را بیان کنند !

انتظار آحاد جامعه این است که کارکنان حدود ۴ هزار نفری سازمان جنگل ها مکلفند از جنگل های پراکنده در اقصی نقاط کشور حفاظت کنند ! این انتظار با توجه به گستردگی کار و مشکلات اقتصادی اجتماعی، انتظار عبثی است.

جالب است بدانیم دولت در سیستم جذب و استخدام خود، کارکنان وقت مزد استخدام می کند و در سیستم سپردن کار عمرانی به پیمانکار در بخش های مختلف کارمزدی عمل می کند !

یعنی مستخدمین کشوری دولت کلا وقت مزدند ! و هر یک از مستخدمین باید ۴۴ ساعت در هفته کارکنند و با ۱۷۶ ساعت کار در ماه، حقوق ماهیانه دریافت کنند، آنها در هر سال مجموعا با ۲۱۱۲ ساعت کار و در سی سال خدمت ۶۳۳۶۰ ساعت کار بازنشست می شوند.

بدین ترتیب کارکنان دولت هر صبح حضور و غیاب و محاسبه تاخیر و تعجیل دارند و پیمانکاران طرف قرارداد دستگاه های اجرایی انجام کارهای یک حجم عملیات مندرج در قرارداد را دنبال می کنند. پیمانکاران شاید سه شیفته و شبانه روزی کار کنند ! چگونه این عدم تطابق ساعات کار دو نوع استخدام، با کارکنان وقت مزدی که ۸ صبح تا ۲ بعد از ظهر تعهد کاری دارند، با سیاست هایی همپوشانی داده می شود.

بر واژه جبران خدمت تامل کنیم و عناوین فوق العاده ها و مبالغ اعتبار هر یک را بررسی کنیم ! آنگاه توقعات خودمان را از حکومت و از سازمان و از کارکنان ۴۰۰۰ نفری در حفاظت جنگل تنظیم کنیم !

با ملاحظه به بحث محمولات جنگلی دارای پروانه که نباید آن را قاچاق چوب محسوب نمود و همچنین انجام کشفیات با تحصیل نمایندگی قضایی در انبار و غیره ! در واقع هیچ یک از مراحل عملیات قاچاق چوب «مشتمل بر قطع درخت و تبدیل و حمل بدون پروانه بهره برداری» در ساعات اداری انجام نمی شود، تا توسط کارکنان وقت مزد دولتی در ساعات اداری کشف شود ! به عبارت دیگر قاچاق چوب همیشه پنهان و دور از چشم و در ساعات غیر اداری و حتی در دل شب انجام می شود. 

افکار عمومی علاقمند به حفظ جنگل است. از این رو یک مدعی اهل قلم خواهان حفاظت و بقای جنگل و کنترل قاچاق چوب، باید از دولت سازوکار تطبیق ساعات کار کارکنان وقت مزد و عوامل کاری کارمزد را مطالبه کند، تا جبران خدمت برای کارکنان به وجود بیاید و هدف های حفاظتی تحقق یابد !

با یه کاسه ماست می خواستند به جنگل تنفس بدهند ! می دانستم این خواسته، مصداق همان حکایت ماست و دریا و دوغ است ! نه دولت سرمایه گذاری می کند و نه به فکر جبران خدمت کارکنان برای نیل به اهداف حفاظت جنگل است ! درگیری و برخورد قهری با قاچاق چوب به جز تجری قاچاقچیان و عوامل کاری فقیر و مستاصل پیامد دیگری در پی ندارد.

 می گویند تجربه بی رحم ترین معلم است که قبل از تدریس امتحان می گیرد. آن دانشگاهی جوان هم که بدون خواندن یاداشتم توهین کرد !  توهینش مصداق همان عمل قبل از تدریس بود.

 

چه خوب سرود جناب فاضل نظری

میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم ❊❊❊ که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است