آمار بازدیدکنندگان سایت

02021787
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
327
1180
11938
30441
35053
2021787

آی‌پی شما: 34.236.38.146
امروز: ساعت

فقر فرهنگی بدخیم است و مرغ همسایه را غاز می بیند ؟

عاقلانه نیست همیشه در حسرت چگونگی توسعه دیگر کشورهای توسعه یافته جهان زندگی کنید ! خودتان را متقاعد کنید تا مسبب اختلال...

 

فقر فرهنگی بدخیم است و مرغ همسایه را غاز می بیند ؟

 

عاقلانه نیست همیشه در حسرت چگونگی توسعه دیگر کشورهای توسعه یافته جهان زندگی کنید ! خودتان را متقاعد کنید تا مسبب اختلال در اجرای برنامه مدیریت بلند مدت و توسعه کشور نشوید !

اگر کشورهای توسعه یافته توانستند، ضمن محیط زیست صنایع پیشرفته داشته باشند، قطعا سرمایه انسانی آنها نیز، به تناسب چنان پیشرفتی، در خدمت توسعه بود و برای فرایند توسعه مانعی ایجاد نمی کرد. !

همه باید بر این نکته از بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی تامل کنند ایشان فرمودند؛ فقر بدنی یک مشکل خوش‌خیم، اما فقر فرهنگی یک مشکل بدخیم است.

واقعیت این است که سرمایه انسانی در مدیریت اقتصادی کشور، دچار فقر فرهنگی یعنی همان مشکل بد خیم شده است و مدام از روی وهم و گمان و با خطای دید، دچار اشتباه می شود و مرغ همسایه را غاز می بیند !

یک نمونه از مشکل بد خیم از فقر فرهنگی و بی عرضگی های مد نظر حضرت آیت الله جوادی آملی را مصداق این بحث قرار می دهم.

قاره اروپا ۱۶ درصد پوشش جنگلی دارد، اما شمال کشور ۳۵ درصد پوشش جنگلی دارد ! آنها در قاره اروپا هم کارخانه های صنایع چوب بزرگ دارند و هم صادر کننده چوب هستند و ما حتی به عنوان وارد کننده چوب کشور مستاصلی هستیم ! برخی در استقرار کارخانه های چوب در شمال دچار اشتباه راهبردی هستند ! با وصف اینکه اطلاعات تولید چوب در جنگل های طبیعی را دارند، فکر می کنند کارخانه های چوب در شمال محتاج چوب حاصل از بهره برداری در طرح جنگلداری هستند، اجرای قانون استراحت جنگل در این دو ساله به آنها نشان داد هیچ نیازی به بهره برداری در طرح جنگلداری ندارند !

آنها در نتیجه آن اشتباه راهبردی ساماندهی بهره برداری در قالب طرح جنگلداری و ظرفیت سازی در توسعه مدیریت جنگل را نابود کردند !

بر روی فرایند احداث کارخانه صنایع چوب چوکا تامل کنید ‌! این کارخانه می توانست همه نیاز مواد سلولزی خود را در خارج از جنگل های طبیعی شفارود تامین کند. ظرفیت اسمی این کارخانه چوب ۱۵۰ هزار تن بود و در اراضی جنگلی جلگه ای استان گیلان، مساحتی در حدود ده هزار هکتار برای این کارخانه بتدریج درختکاری و زراعت چوب انجام شد، تا با چرخش دهساله و در هر سال با قطع هزار هکتار، حدود ۱۵۰ هزار تن برداشت داشته باشد. اما هدف و سیاست اجرایی را کسانی از مدیریان غیر حرفه ای مشتبه کردند و برخی با سوء نیت خود نیز بین فعالیت اجتماعی و فعالیت اقتصادی شکاف انداختند و در هر حال چند مسئله جدید نوشتند؛

الف - بخش صنعت از بخش جنگل جدا شود.

ب - عنوان درختکاری ها باید به عنوان جنگلکاری تغییر کند و تحت طرح جنگلداری جلگه ای مدیریت شود ! یعنی تهدید توسعه زراعت در جامعه وجود دارد و دندان گردهایی دنبال فرصت هستند و نباید با قطع یکسره این درختان به آنها فرصت داد.

اما دقیقا آنها غافل از این نکته شدند که با چنان تصمیمات غیر حرفه ای، اقدامی به معنای فرار رو به جلو انجام داده اند ! زیرا آنها نمی دانستند که در تله بهره برداری از جنگل های طبیعی قرار گرفته اند و باید امکان برداشت را رعایت کنند ! یعنی آنها با تغییر عنوان درختکاری ها به عنوان جنگل کاری، عملا از زراعت چوب و درختکاری به عنوان جنگل پذیرفتند و خود را در حلقه اسارت تعریف جنگل قرار دادند، چون آنها هرگز حتی نتوانستند به قطع یکسره درختان دست کاشت فکر کنند و ضوابطی را تجویز کنند !

اکنون همه آنهاییکه در اوایل دهه هشتاد در همان استان، مراسم تشییع جنازه درخت تدارک دیدند و در مراسم شرکت کرده بودند، لطف کنند در مراسم تشییع و تدفین کارخانه چوب چوکا و صنوبرهای ۳۵ ساله و ساختار توسعه مدیریت شفارود شرکت کنند.

توسعه بی قاعده نیست ! نردبان های مدیریت کشور بی قاعده اند که به هر ابن الوقت، فرصت دخالت و انحراف در هدف راهبردی و سیاست اجرایی و اختلال در مدیریت دانش بنیان می دهد، تا سلیقه محور و غیر حرفه ای و برخلاف جهت توسعه، فرصت های موجود در ظرفیت های طبیعی و خدادادی را از مردم بگیرند ! 

مادامیکه مرغ بعضی ها یک پا دارند، می توانند مرغ همسایه را همیشه غاز ببینند !  اما واقعاً مرغ همسایه مانند مرغ خودتان است، شما گمان می کنید، غاز است ! هرگز غاز نیست ! 

آیا مقامات کشور باید می توانند با توجه به فرمایش حضرت آیت الله جوادی آملی که فرمودند « کشوری که این همه منابع و آب و خاک دارد، چرا باید این همه گرسنه داشته باشد.» با مقایسه پوشش جنگلی ۱۶ درصدی قاره اروپا ۱۶ و پوشش جنگلی ۳۵ درصدی شمال کشور، در مورد توقف بهره برداری و اختلال در فرایند درآمد غیر نفتی و از هم پاشاندن اقتصاد درونزای طرح های جنگلداری و بیکار کردن تعداد زیادی از کارکنان دائم و فصلی، برای آحاد جامعه مخصوصا ذینفعان پاسخی داشته باشند ؟

 

 

 

 

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 34 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم