آمار بازدیدکنندگان سایت

01941427
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
558
967
1525
19863
33888
1941427

آی‌پی شما: 54.209.227.199
امروز: ساعت

عدم تمدید قرارداد یعنی؛ حلاج جای آهنگر نشسته است !

 

تردید نکنید ! آنگاه که در جامعه به جای حل مسئله ارائه طرح جایگزین، یک صورت مسئله جدید با عنوان عدم تمدید قرارداد نوشته می شود، قطعاً بدانید ! حلاج جای آهنگر نشسته است.

 

 عدم تمدید قرارداد یعنی؛ حلاج جای آهنگر نشسته است !

 

تردید نکنید ! آنگاه که در جامعه به جای حل مسئله ارائه طرح جایگزین، یک صورت مسئله جدید با عنوان عدم تمدید قرارداد نوشته می شود، قطعاً بدانید ! حلاج جای آهنگر نشسته است.

حلاج ها ایده تنفس جنگل را مطرح نموده اند و در طول دوازده سال اجرای برنامه صیانت تمام رشته های جنگلداری را به مرور پنبه کرده اند ! اگر حتی این أرادهِ میلی آنها، به آهنگرهای سخت کوشِ تبدیل کننده آهن به فولاد در جنگل، فرصت مناسب اصلاح رفتار مدیریت سنتی و رجحان به رفتار مدیریت نزدیک به طبیعت در جنگلداری می داد !‌ جامعه اکنون با فروپاشی نظام نظارتی و اقتصاد جنگل در طرح جنگلداری مواجه نبود و تهدیدات تشدید نمی شد !

چشمان بیدار نظام؛ این وضعیت نکبت بار ناشی از اجرای تنفس جنگل را می شود در چند پرده اجمالی زیر تشریح کرد.

پرده اول این بود که :  '' طرح تنفس جنگل " هیچگاه دارای چارچوب یک طرح نبود و حتی یک ایده فاقد نتیجه پژوهشی است و از ابتدا هم استنباط می شد که در کنترل و جلوگیری از عوامل تخریب جنگل‌های شمال قادر به هیچ کمکی نباشد.

پرده دوم اینگونه نوشته شده بودند : تعهدات طرح به دو دسته تقسیم شود. تعهدات تبدیل به دارایی شده در طرح ها و تعهداتیکه با توقف بهره برداری منابع مالی اعتباری آنها حذف می شود.  این وضعیت در جدول تعهدات با نسبت ۴۷ در برابر ۵۳ توزیع داشت و در نتیجه  ۴۷ درصد از برنامه عمران جنگل در نتیجه توقف بهره برداری چوب متوقف شد و قرار شد برای نگهداری ۵۳ درصد از سرمایه های طرح، از بودجه دولتی حاصل از درآمد نفتی استفاده کنند.

 اما معاون امور جنگل وقت هیچگاه با اجرای چنین ایده ای که نتواند در جهت کنترل عوامل تخریب اثر بخش تلقی شود موافقت نداشت، او به تعیین بودجه ای به ازا و معادل برداشت چوب از طرح جنگلداری باور داشت، تا برنامه عمران جنگل حتی الامکان متوقف نشود و از این رو برای نگهداری سرمایه های طرح ۳۵۰ میلیارد تومان پیشنهاد داد، این معاون با نظراتش غیر قابل تحملش در کانون ایده تنفس جنگل تنها ماند و با بهانه بازنشستگی رفت.

 پرده سوم تحلیل وضع موجود بود :‌معاون سابق أمور جنگل عملکرد برنامه صیانت و برنامه چهارم را مصداق قرار می داد و می گفت دولت در برنامه صیانت هیچ پشتیانی مناسبی نداشت و دستگاه های اجرایی هیچ همراهی در خور توجهی نداشتند، بنابراین فرار از واقعیت ها را فرار رو به جلو تجریه و تحلیل می کرد. مکرر تاکید کرد، دوران انتقال را بپذیرند و دوره انتقال را به دوره اختلال تبدیل نکنند ! اکنون پس از پنج سال مشخص است که قادر به ارائه طرح جایگزین دارای اقتصاد درونزا نیستند !

 پرده چهارم اما ایده تنفس به قانون تبدیل شد : توقف بهره برداری در سال ۹۶ کلیدخورد و بر خلاف بند ف ماده ۳۸ قانون برنامه توسعه ششم، در همان سال اول قراردادها فسخ شد و عملا همه فعالیت های عمرانی و نظارتی و حفاظتی در طرح های جنگلداری تعطیل شد و تنها اثر باقیمانده از اجرای طرح جنگلداری تا سال ۹۷ قرارداد حفاظتی با مجریان طرح ها برای حفظ کارکنان طرح بود.

 پرده پنجم اخراج کارکنان به عنوان تنها اثر اجرای طرح جنگلداری قرار داده شد.

 به بهانه اصلاح قرارداد و تعمیم تمام سطوح ۲ میلیون هکتاری جنگل، تصمیم گرفتند؛ قرارداد حفاظتی منعقد نکنند اما تکلیف قائم مقامی سازمان حفاظت محیط زیست موضوع مفاد ماده ۱۶ قانون حفاظت و بهسازی از یادشان رفت و اکنون برای یک سطح حدود ۳۴۰ هزار هکتاری قرار است،دو دستگاه موازی هم شوند و جالب است که می گویند همان ۲۵ درصد را هم به کارکنان بدهند و معلوم نیست این ضوابط خلق الساعه را چه کسی نظارت می کند، مگر می شود قرارداد مستقیم با کارکنان طرح منعقد نمود !  آیا مجوز جذب حدود ۲۴۰۰ نفر از کارکنان طرح جنگلداری را گرفته اند که همه کارکنان بی خبرند !

 پرده ششم را باید منطبق با فرصت دولت در اصلاح ساختاری بودجه بیان کنم ! به عنوان یک کارشناس و مدیر منابع طبیعی و یک مؤلف در امور منابع طبیعی و جنگل، برای برنامه ریزان اقتصادی کشور می نویسم : وقتی انسان جنگل را یک منبع تجدیدپذیر و پشتوانه کشاورزی می داند و در مورد ارزش های مادی و معنوی جنگل، در حساب های ملی مثل بلبل چَهچَه می زند، باید حداقل معنای لغوی اقتصاد را بفهمد ! قطعاً این منبع تجدیدپذیر ارزشمند می تواند با اقتصاد درونزا بدون وابستگی به اقتصاد ملی خودش را اداره کند ! همه می دانند؛ اقتصاد ملی در وابستگی به درآمد نفتی مریض است و خودش مشکل عدم تحقق درآمدهای مورد پیش بینی دارد و تحت تحریم و رکود است.

 چشمان بینای نظام کجا هستند که بلبشوی مدیریت رها شده در جنگل را نمی بینند !‌ چرا مانع تصمیمات از این شاخ به آن شاخ پریدن های بعضی ها نمی شوند !!!

 چشمان بینای محترم نظام ! لطفا بیدار شوید ! نه تنها در مورد طرح های جنگلداری و مدیریت علمی عملی جنگل، بلکه در حفظ حقوق مالکیت عمومی انفال و رفع مداخله موازی و حفظ شآنیت جایگاه جنگلداری در مقام تشخیص اقدام کنید، همه می دانند که حلاج به جای آهنگر نشسته است !

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 40 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم