آمار بازدیدکنندگان سایت

01974638
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
397
938
3079
18345
34729
1974638

آی‌پی شما: 54.237.249.90
امروز: ساعت

بهره برداری از جنگل عین حفاظت است

در حالیکه صنایع و بازار مصرف چوب جنگلی هیچ گله و شکایتی در توقف بهره برداری مجاز ندارد، یعنی پس از توقف فساد در جنگل بهره برداری می کند و ...

 

 

بهره برداری از جنگل عین حفاظت است.

 

در حالیکه صنایع و بازار مصرف چوب جنگلی هیچ گله و شکایتی در توقف بهره برداری مجاز ندارد، یعنی پس از توقف فساد در جنگل بهره برداری می کند و مجاری غیر مجاز فعال شده مخصوصا اینکه گله و شکایت کنونی نیز کلا مرتبط با عوامل اجرایی مجاری بهره برداری مجاز از جنگل است.

 مقامات دولت که گوشتان را گرفته و غمض عین کرده اید ! بدانید و آگاه باشید، حذف بهره برداری مازاد بر توان اکولوژیک را، نه تنها به نفی انتخاب راه مناسب در بهره برداری از جنگل، بلکه به هدایت راه های نا مناسب در بهره برداری و قاچاق چوب منتهی کرده اید ! اکنون بهترین سطوح جنگل های شمال به جولانگاه سوداگران چوب مبدل شده است !

 حذف قرقبان های طرح جنگلداری از جنگل، به معنای غارت جنگل در سکوت و بی خبری است.

 یقینا امروز فردای دیروز است ! دیروزهاییکه مقامات دولتی هر یک به نوبت گفتند، به ساز و کار تدبیر در کاهش نرخ بیکاری و رفع مشکل معیشتی امید داشته باشید. امروز باید گفت در حالیکه مقامات دولت گوششان بدهکار حرف کارشناسی نیست ! چگونه باید با این نوع مدیریت امید به رفع مشکلات مردم داشت ؟

 چرا مقامات دولتی گوش شنوا ندارند و چشم های خود را بر روی حقایق روی هم می گذارند ؟ طرح های جنگلداری جنگل های شمال که اتفاقا پس از ملی شدن جنگل ها توانستند، حتی بر روی روند پس رفت جنگل ها در جنگل های شمال، بتدریج تاثیر بگذارند و روند پس رفت را کنترل و روند افزایش سطح جنگل را از طریق احیا و توسعه جنگل برای جنگلبانان به نمایش بگذارند و به آنها امید دهند که اقدامات اجرایی آنها در قالب تهیه و تصویب و اجرای طرح و ساماندهی بهره برداری اثر بخش بوده است.

 درست در مقطعی که اثر بخشی قسمت کوچکی از خدمات جنگلبانان به جنگل نمایان شد، بحث صیانت از جنگل مطرح شد و به جنگل بانان اجرای برنامه صیانت و همچنین مفاد ماده ۶۹ برنامه چهارم توسعه را به جنگلبانان تحمیل کرده اند و اما البته دولت نیز به قدری بی تعهد بود که نه خود و نه دستگاه های مسئول و همکار، هیچ همراهی در روند اجرای این برنامه های تحمیلی نداشتند و اثرات نکبت بار عدم همراهی خود را با طرح و بحث ایده تنفس و قانون موسوم به استراحت جنگل کامل نموده و به اجرا گذاشتند و به یکباره تمام برنامه های جنگل را تعطیلی کردند !

 کسی گوش به حرف قرقبان و جنگلبان و جنگلدار کار اجرایی کرده و صاحب تجربه در جنگل نمی دهد و همه برای جنگل و جنگل دار و جنگلبان و قرقبان به یک نحو نوحه می خوانند ! اما قادر به تامین اعتبار مورد نیاز جنگل و جنگلبان و قرقبان نیستند !

 تشکیک نتیجه عدم تشریک مساعی است. چه تأسف بار است که ایده مندان تنفس جنگل و حتی ارائه دهنده تعریف علمی عملی امکان برداشت جنگل، امر را مشتبه کنند و در مورد بهره برداری مازاد بر توان اکولوژیک و لزوم تنفس سخن بگویند. در حالیکه طبق این تعریف « امکان برداشت جنگل را مقدار چوبی می داند که هر سال از جنگل می توان قطع کرد بدون اینکه از سرمایه جنگل کسر شود»، نزدیک به دو دهه امکان برداشت طرح ها به میزان یکدهم حجم سرپا، ملاک عمل بود و عملا محاسبه فرمول امکان برداشت را کنار گذاشتند، تا حجمی از توده زیستی، به آوانسی به نفع جنگل تبدیل شود ! یا به دلیل ناتوانی در ارائه برش مرتبط با شیوه اجرایی نزدیک به طبیعت، در واقع موقتا تلورانسی در نظر گرفته شود.

 عدم تشریک مساعی که محرز است، زیرا سازمان در دهه قبل از اجرای قانون استراحت جنگل، با هیچ هیات علمی دانشگاهی، قرارداد مشاوره ای نداشت. از این رو تشکیک می توانست بستر فعال تری داشته باشد و وهم و گمان بیشتری ایجاد کند، مخصوصا اینکه سازمان دارای رقیب باشد و رقیب صاحب تریبون و ابزار رسانه ای قویتری بوده باشد و برای تولید اطلاعات بدون مطالعه، بتواند هزینه شانتاژ خبری داشته باشد.

 تشکیک چه به روز جنگل - جنگلبان - قرقبان جنگل آورده است. تاریخ گواهی خواهد داد، که عدم تشریک مساعی دو دهه گذشته سازمان، عامل و بازیچه کلمه لغو و فساد زای «تعامل» شده است و مدیران با شاخص تعامل سنجیده می شدند. یعنی مدیریت منابع تجدیدپذیر جنگل بر پایه تعامل ریل گذاری شده بود و هر یک از مدیران که میزان تعامل کمتری با نوع تفکر آنها داشتند، به نحوی از ریل مدیریت خارج شدند و بدینگونه تشکیک منشا تالی فاسد شد و فساد را نهادینه کرد.

 اکنون فساد در جنگل بهره برداری می کند و مجاری غیر مجاز دارد و همه کارخانه های صنایع اولیه و ثانویه در تامین ماده خام گله و شکایتی ندارند. گله و شکایت کنونی کلا مرتبط با عوامل اجرایی مجاری بهره برداری مجاز از جنگل است.

 چه سخت است که در عصر مقابله با تحریم ظالمانه استکبار جهانی و تلاش برای اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی و اعمال تمهیدات برای افزایش تاب آوری استقامت و پایداری مردم، به جای امکان برداشت جنگل در راستای رونق تولید، نظاره گر قائم مقامی فرایند قاچاق چوب در جنگل باشیم !

 

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند ...

 

 

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 29 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم