آمار بازدیدکنندگان سایت

02059687
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
196
748
2506
21180
47161
2059687

آی‌پی شما: 18.207.136.184
امروز: ساعت

جدال عقل و احساس در جنگل های شمال میانجی ندارد !

میانجی در خواب غفلت است، تأسف بار تر اینکه این جدال حتی منجی ندارد ؟

 

 

جدال عقل و احساس در جنگل های شمال میانجی ندارد !

میانجی در خواب غفلت است، تأسف بار تر اینکه این جدال حتی منجی ندارد ؟ مشخص است در عبارت حفاظت و نظارت بر جنگل ها ابهام داشتند، اما بهانه استراحت جنگل گرفتند ! استراحت جنگل را با لابی قدرت به قانون تبدیل کردند ! اما متاسفانه احساس را محور اجرای قانون قرار دادند و اکنون نمی خواهند و حتی نمی توانند مبتنی بر عقل با استفسار از مرجع قانونگذاری، عقل گرا شوند که بهره برداری از درختان شکسته افتاده ممنوع نشده است !

به راستی چرا این همه بار مسئولیت احساس را می کشند ! همان هاییکه عکس یادگاری گرفته و گفتند استراحت جنگل برای جنگل های شمال دیر بود و درک تنفس برای زمان حال زود ! اکنون با افزایش قاچاق نمی خواهند بپذیرند که معبر برداشت های غیر مجاز و بی رویه در جنگل های شمال را اشتباهی دیدند !

خیلی قبل تر در سال ۸۷ یکی از شروطشان برای استراحت جنگل، تبدیل جنگل های جلگه ای شمال بود !

بنابراین به تصریح و تأکید باید گفت درک چگونگی ساماندهی نظام مالکیت و نظام بهره برداری در جنگل های شمال برای خیلی ها ثقیل و پیشنهاد و دنبال کردن ایده تنفس جنگل، رؤیایی و مبتنی بر احساس عمیق آنها و کاملا از روی عدم آگاهی بود و دیدند در دو ساله اخیر، نه بودجه دولتی برای حفاظت بود، نه برای خروج دام از جنگل، نه برای احیا و توسعه جنگل و نه برای نگهداری سرمایه های پنجاه ساله در ۱،۲۰۰،۰۰۰ هکتار از جنگل های طرح جنگلداری !

می گویند؛ «همان نشانه‌هایی که طی ۳۰ سال گذشته منجر به نابودی جنگل های زاگرس شد، امروزه در جنگل‌های شمال مشاهده می‌شود و اگر این روند ادامه یابد تا ۳۰ سال آینده جنگلی نداریم»

می گویند؛ « در سال ۹۵ با وخیم تر شدن اوضاع جنگل ها، طرح تنفس تصویب شد، با تصویب قانون طرح تنفس جنگل، برداشت درختان خشک و افتاده نیز ممنوع شد، چون احساس می شد برداشت این نوع درختان می‌تواند معبری برای برداشت های غیر مجاز و بی رویه در جنگل های شمال باشد. »

بر مبنای احساس وخامت أوضاع جنگل ! معبر برداشت های غیر مجاز و بی رویه را اشتباهی دیدید ! اکنون با این همه قاچاق چوب از سراسر کشور و عدم واردات چوب، چگونه در مجامع علمی حضور می یابید ! می گفتند مساحت جنگل ها کاهش یافته است، اکنون که در نجات شمشاد مستأصل شده اند و در جزوه آنها ساز و کار مؤثر تر نیست، می گویند  تا سی سال دیگر جنگل های شمال نابود می شود !

به جز جنگلبانان هر دوست و دشمن جنگل به نحوی که خود می خواستند، در تبدیل اراضی جنگلی جلگه ای ایفای نقش کرده اند. قانونگذار و دولت حتی در سال های اولیه اجرای قانون حفاظت و بهره برداری دلخوش به ساماندهی نظام مالکیت و نظام بهره برداری، در هدف خروج زراعت محاط در جنگل و خروج دام از جنگل، جنگل بانان را ناکام گذاشتاند ! زمینخواران با نفوذ در مجلس وقت، ماده ۳۳ را اصلاح و ترتیب حق تقدم را حذف کردند یعنی حتی در اوج قدرت وزارت منابع طبیعی، جنگلبانان را دور زدند و این قطعات موسوم به ده هکتاری اراضی جنگلی جلگه ای، خارج از هدف اولیه به کار گرفته شد.

هنگامیکه درک درستی از واژه ساماندهی نظام مالکیت و نظام بهره برداری نداریم، پیشنهاد استراحت جنگل با تبدیل جنگل های جلگه ای بر مبنای احساس وخامت اوضاع جنگل، احساس کاهش مساحت یا نابودی جنگل است، نه بر مبنای عقل !

باقیمانده اراضی جنگلی جلگه ای، لقمه گلوگیری است که حتی ذهن حامیان استراحت جنگل را درگیر کرده است ! زیرا برای خیلی ها یک حسرت از گذشته های خیلی دور، باقی ماند که از حکومت شاه مخلوع و از عنوان تبدیل در فصل پنجم قانون حفاظت و بهره برداری بی نصیب ماندند !

سال ۷۴ سال تهوع آوری برای جنگل داری بود ! ماده ۳۴ اصلاح شد و مرز جنگل لاجرم با پسروی مواجه شد ! با اصلاح ماده ۳۴ قانون در سال ۷۴ و تصویب آیین نامه اجرایی آن توسط دولت، عبارت «ارتفاع مؤثر نیست» در ماده ۱۱ ایین نامه اجرایی سال ۵۵ حذف و عبارت «حداکثر ارتفاع آن از سطح دریا کمتر از ۲۰۰ متر» جایگزین و دامنه ورود کمیسیون ماده ۳۴ را تعیین و بسط داد.

تعریف جلگه با این تغییرات، مساحت جنگل های جلگه ای را در حدود بیش از ۲۰۰ هزار هکتار تحت الشعاع قرار می داد. جالب است بدانیم که مقاومت جنگل بان ها در شمال کشور بر حسب سیاست جنگل تا چه حدی قابل در هم شکستن بود !

اکنون مرجع قانونگذاری می توانند تحت تحقیق و تفحص در جریان، جنگل بانان را به مانند چوب دو سر طلا محکوم کند ! یک سر محکومیت مقاومت در برابر تصمیمات دولت که مساحت تعیین تکلیف شده ماده ۳۴ اصلاحی بسیار محدود شده است، یک سر محکومیت از طریق سازمان های مردم نهاد، که نمی دانند جنگل بانان در اجرای قانون چه کارستانی کرده اند ! اما آنها در عین غفلت در حمایت از جنگل بانی، بر طبل ایده تنفس کوبیدند و  استراحت جنگل، به جنگل بانان تحمیل شد.

از شکاف بین دانشگاه و اجرا هیچ نمی دانید !     

سحر قانون استراحت جنگل پر از هیاهو بود و اما صبحش ناشی از فقر با جدال آغاز خواهد شد !

باش تا صبح دولتت بدمد ❊❊❊ که این هنوز از نتایج سحر است.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 6 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم